محمد تقي جعفري

140

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تفسير عمومى خطبهء نهم 1 ، 2 ، 3 ، 4 - ) و قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذين الأمرين الفشل و لسنا نرعد حتّى نوقع و لا نسيل حتّى نمطر ( بازيگران كارزار جمل رعد و برقها به راه انداختند و بالاخره با آن همه هياهو و خروش شكست خوردند . ما براى تهديد ديگران رعد آسا نمىخروشيم تا آن گاه كه شكست دشمن تهديد عملى براى آنان گردد و تا باران سيل آور نبارانيم ، سيل به راه نمىاندازيم ) . كسى كه قدرت عمل دارد ، نيازى به هياهو و خروشيدن ندارد جوشش و غليان احساسات و برآوردن خروشها و فريادها ، در موردى كه جز با عمل مشكلى گشوده نمىشود ، بچه كار آيد غليان احساسات و داد و فرياد عامل صرف بيهودهء انرژىهايى است كه بايستى براى عمل ذخيره گردد . از نظر قوانين روانى بروز هيجانات و تحرك خام احساسات ، باضافهء پژمردگىهايى كه پس از فروكش كردن آن پديده‌ها بوجود مىآيد ، نوعى رضايت به موقعيت را در دنبال مىآورد و فرد يا گروه خروشيده و هيجان زده گمان مىكند كه به هدف خود رسيده است موقعى كه عمل ضرورت خود را مىنماياند ، انسان خاموش به بدترين وضع روانى دچار شده ، شكست و سقوط خود را درمىيابد . اين كه گفتيم ، در مواردى است كه فرد يا گروه بطور طبيعى به جاى عمل ، خود را با جوشش احساسات و تحرك احساسات قانع بسازد . پديدهء مزبور مسائل فراوانى دارد كه ما به مقدارى از آنها مىپردازيم : مسئلهء يكم - در مواردى كه عمل كار گشاى زندگى است ، نه تنها اسارت در